محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

145

خلاصة الحكمة ( فارسى )

اسم سَفّود است - كه سيخى است كه يك طرف آن هلالى شكل مىباشد ؛ بدين شكل : و درز سوم ، محل اتّصال يافوخ به قَمَحدُوَه [ است ] و اين را « لامى » نامند به يونانى ؛ زيرا كه لام به خطّ يونانى به شكل دال است . و اين پيوسته به طرفِ ديگرِ درز سهمى است ؛ بدين شكل : دو درز غير حقيقى را « قشرى » و « كاذب » نامند ؛ به جهت آن كه خوب ظاهر نيست و شئون و دندانه دار نيست كه شئون و دندانهء يكى در ديگرى خوب قرار يافته باشد ، بلكه در قشر بالاى استخوان واقع است و مانند درز مىنمايد و محاذى سهمى ؛ يكى در يمين ، محل اتّصال يافوخ به حَجَرى . و يكى به يسار نيز و محل اتّصال آن هر دو ؛ بدين شكل : و اين استخوان‌هاى هفت گانه را « قبايل الرأس » نامند . و فايده قشرى ، تمكّن و اقتدار بر انفتاح به سبب كثرت ابخره و ادخنه و رياح دماغيه‌اى است ؛ نه از جهت زيادتى و نقصانِ بطون آن ؛ به خلاف درز اكليلى و لامى و فقدان هر يك از آن‌ها ؛ مثلًا : از فقدان اكليلى قحف ، بايد كه منتهى گردد به استخوان فكّ ، و از فقدان لامى بايد كه منتهى شود به جائى كه قمحدوه منتهى گشته و نيز بعضى از آن دروز در بعضى اشخاص به اعتبار هيأت سر ايشان مختلف مىگردند در شكل به خلاف درز سهمى و قشرى . فوايد عظام رأس و تشكيل آن : از جمله فوايد تعداد استخوان‌هاى آن ، آن است كه چون دماغ عضوى است رئيس ، [ بنا بر اين ] حصار و حافظ و جُنّه و پناه آن بايد كه قوى باشد و مستحكم ؛ تا از آفات داخليه و خارجيه در امّان باشد ، و لهذا مركّب از چند استخوان گشته ؛ زيرا كه عضوِ مركّب ، قوىتر و مستحكم‌تر مىباشد از عضو مفرد . و ديگر آن كه اگر آفتى به بعضى رسد ، بعض ديگر محفوظ ماند .